تبليغاتX
دو عاشق دیوانه

دو عاشق دیوانه

لیلی و مجنون

 

دنبال كسي بودم كه به حرفهام

 گوش كنه و سكوت پيداش

كردم و حرفهام يادم رفت الآن

 دنبال يه جا مي گردم كه

تنهايي   جيغ    بكشم

 

 

هر چه گشتیم در این شهر نبود اهل

 

 دلی /که بداند غم دلتنگی و تنهائی ما...!

 

تقدیم به : آناهیتا گلم

 

نوشته شده در 2009/11/8ساعت 3:22 توسط محمد امین | |

 

 آنگاه که نگاهت را به سوی چشم هایم با معجزه ی عشق چرخاندی ،من صید عشق تو گشتم و در دام عاشقی به جای دست و پا زدن آرام به صدای قلبم گوش دادم .


مهربانم ! نگاهت پلک های مرا از حرکت باز ایستاد و ضربان قلبم از
یکنواخت زدن نجات داد و تو در وجود من جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی پیدا کردی و بر بلندای خانه قلبم نشستی و من همچون سربازی سر به سجده ی عشق تو بودم و حال از تو فرمان می گیرم .


ای مهربانم ! آغوش گرمت سردی تن رنجورم را خنثی می کند و
هنگامی که با عشق بر گیسوانم دست می کشی و با برق نگاهت دلم را ناز می کنی من عطش عشق تو را در درونم دو چندان می بینم و شوق دیدارت مرا امید زنده بودن می دهد و من آسوده ، که در این دنیای بزرگ قلبی به یاد من در جسمی پر از عاطفه می تپد .


عزیز جان ! تمام وجودم به رهت وجودی نا قابل است در برابر عظمت تو .
ای تکیه گاه آرامش بخش ! دوست دارم سر بر پنجره قلبت کوبم و تو با
مهربانی در به رویم باز و عشق مرا پذیرا باشی .

نوشته شده در 2009/10/1ساعت 21:34 توسط محمد امین | |
                                          سلام دوستان عزیز

               می دونید چه خبره      بابا جشن تولده

 

Happy Birthday Pooh Bear Piglet Glitters

 

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش

بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک

بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک

عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک

فقط مي خوان بهت بگن :.

.

.

.

تولدت مبارک

 

 

Cinderella's Castle Fireworks

 

 

چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس…

و چه اندازه عجيب است، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز…

روز ميلاد…

روز تو!

روزي كه تو آغاز شدي!

تولدت مبارك

 
 
 

1388 شاخه گل سرخ، به سويت فرستاده و بر تك‌تك گلبرگ‌هاي آن مي‌نويسم

تولدت مبارك

نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند.

که به من، شور و نشاط زندگي مي بخشد

امروز روز توست… تولدت مبارک

 

 

نوشته شده در 2009/9/12ساعت 20:37 توسط محمد امین | |

حس غریبی ست دوست داشتن

وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن .....

وقتی میدانیم کسی با جان ودل دوستمان دارد

ونفس ها وصدا ونگاهمان در روح وجانش ریشه دوانده

به بازی اش میگیریم .....

هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر !

هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر!....

تقصیر از ما نیست ...

تمامی قصه های عاشقانه

این گونه به گوشمان خوانده شده اند

تقدیم : به تو  -  اره تو

نوشته شده در 2009/8/22ساعت 3:38 توسط محمد امین | |

 

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

نوشته شده در 2009/7/25ساعت 1:6 توسط محمد امین | |

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم

شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟

نوشته شده در 2009/6/30ساعت 20:27 توسط محمد امین | |

چی بنویسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه؟

وقتی هیچ کس نمیتونه گریه هامو بنویسه!

چی بنویسم وقتی قلب من تنها مونده؟

وقتی که به جز سایه کسی پیش من نمونده!

چی بنویسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره؟

وقتی هیچ کس نمیتونه درد عشق رو بفهمه!

چی بگم وقتی فریاد من پیش خدا جایی نداره؟

وقتی که برای بغضم جز شکستن چاره ای نیست.

اصلا بگو ببینم تا کی باید بنویسم و نخونی؟

تا کی می خوای به حرفام اهمیت ندی؟

 

 

نوشته شده در 2009/6/20ساعت 0:44 توسط محمد امین | |